خداوندا ... مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن!
تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نریزد ...
***
به بزرگمردی گفته شد: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکردی ، تا دعایت مستجاب شود.
بزرگمرد پرسید چگونه؟
به او گفته شد: به دیگران بگو برایت دعا کنند چون تو با زبان آنها گناه نکرده ای!
***
که توان تا به سحر ، گریه ی بی شیون کرد

***
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکند
بلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکند
همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند
بلبلی در سینه مینالد هنوزم کاین چمن
با خزان هم آشتی و گلفشانی میکند
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند
نای ما خاموش ولی این زهرهی شیطان هنوز
با همان شور و نوا دارد شبانی میکند
گر زمین دود هوا گردد همانا آسمان
با همین نخوت که دارد آسمانی میکند
سالها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز
در درونم زنده است و زندگانی میکند
با همه نسیان تو گویی کز پی آزار من
خاطرم با خاطرات خود تبانی میکند
بیثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد با من خزانی میکند
طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند
آنچه گردون میکند با ما نهانی میکند
میرسد قرنی به پایان و سپهر بایگان
دفتر دوران ما هم بایگانی میکند
شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید
ور نه قاضی در قضا نامهربانی میکند
شهریار
عکس زیر تزئینی است ...

شاهد:
برف پیری مینشیند بر سرم
همچنان طبعم جوانی میکند
سعدی
من بدهکار توام ای مادر
همه جانی که به من بخشیدی
لحظاتی که برای امن من جنگیدی
و بدهکار توام عمرت را
روزهایی که ز من رنجیدی
اشک ها دزدیدی، و به من خندیدی
....
من بدهکار توام ای مادر!
شاعر : ؟؟

خواندن غزل خداحافظی با ارکستر سمفونیک !
جدیدن مد شده ؟!
عجب رسمیـ یه ... رسم زمونه ...

***
تنهایی و حرفهای نگفته زیادی داری ... ؟! فکری به ذهنت میاد و میگی بهترین راهش راه انداختن یه وبلاگه ...
بعد ازمدتی میبینی با این کارت نه فقط تنها تر شدی ، بلکه حرفای نگفته ات هم بیشتر شده...
***
به سلامتی اون کسی که میدونه ولی همیشه ساکت می مونه
به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه
بهسلامتی اون روزگاری، که روزگارش گذشته دیگه
به سلامتی همه اونهایی که تلخ میخورن و شیرین سخن میگن
به سلامتی راه که آخرش معلوم نیست به کجا میره
به سلامتی سرنوشت! که نمیشه اونو از "سر" نوشت
***
گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛ درست است حاج آقا؟!
شیخ گفت: درست است آقا.
نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست!

شما سبقت و سرعت غیر مجاز داشتید ... برای اعمال قانون باید برید پارکینگ ... گواهینامه تون هم ضبط میشه ...
کنترل محسوس نامحسوس

آقا بطلب، که میهمانـ ت باشم ...

وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن ، دلم میگیره ... کسی چه میدونی که ماه رمضون آینده هستیم یا نه ؟!
***قدیما یادش بخیر ....
وقتی بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود ...
وقتی یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ، تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد
گاهی با تعجب از خودم می پرسم اون روزها کجا رفت ....
هنوز باورم نمیشه اون روزها دیگه بر نمیگرده ...
وقتی آنقدر در زندگی مادی غرق میشویم که
زنگار غفلت بر قلب هایمان می نشیند
و از آسمان غافل می شویم
تصورمان از خوشبختی
متفاوت از واقعیت آن می شود
و چیزی جز سراب نیست
سرابی که بارها از سوی فریب خوردگان آزموده شده
خدایا ...................................
لازم است با تو حرف بزنم ...
می دانم دربیابان دنیا گم شده ام
پس ای مهربان ، راه را نشانم بده
و در این مسیر همراهم باش و یاری ام کن
ای مهربانـ ترین مهربانان عالم ...

تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم"
تو ۱۰ سالگی " ولم کنین "
تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"
تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون"
تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود"
تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم "
تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم"
تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...
***هستند آدمهایی که در رویا بسر می برند، آدمهایی هم به واقعیت تن می دهند، همچنین کسانی وجود دارند که یکی را به دیگری تبدیل میکنند.
داگلاس اورت
*** در شادی علت باشیم نه شریک ، و در غم شریک باشیم نه علت ![ زرتشت ]***

آسمان پرگشته از شادی و شور
آمده از لطف حق میلاد نور
==========
پیامبر اکرم (ص): به حسن(ع) شکوه و جذبه و وقار و به حسین(ع) بخشندگی و رحمت خود را بخشیدم.

همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن ...
رنج جدا شدن از آسمان ...
رنج جدا شدن از آسمان ...
رنج جدا شدن از آسمان ...

اگر در دنیا، خودت را مهمان حساب کنی و حق تعالی را میزبان، همه غصه ها می روند. چون هزار غصه به دل میزبان است که دل مهمان از یکی از آنها خبر ندارد.
گوینده : ؟؟

هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود...

***
مسابقه :
هر کی زودتر رسید مریض مال اونه ... !

از من میپرسه : به نظرت کی باید رانندگی رو کنار بزارم ؟
با لبخند بهش میگم : وقتی سگت اینجوری به جاده نگاه میکنه !
منبع : یک ترجمه نادقیق متن

یک تصویر گویاتر از هزار کلمه است ...
***ای آن که خلاصه ، از چهار ارکانی
بشنو سخنی ، ز عالم روحانی
دیوی و ددی و ملکی و انسانی
در تو است، هر آنچه غالب آئی آنی
=============
یک چند چراغ آرزوها ، پف کن
قطع نظر از جمال هر یوسف کن
زین شهد، یک انگشت بکامت برسان
در لذت اگر محو نگشتی تف کن
شاعر : ؟؟
